بقیه اش مونده
این عکس کافی شاپ باز نمی شه من هم نمی دونم چی کارش کنم. بهتره توضیحشو بدم چون اسونتره. این همون کافی شاپی بود که تو دستشوییش انفجار رخ داد. و یک نفر هم کشته شد، البته می خواست که خودشو بکشه. وکلی سر و صدا به پا کرد که حملات تروریستی بوده و اینجور حرفا در حالی که از این خبرا نبود ، یک نفر تصمیم گرفته بود به زندگی خودش خاتمه بده که البته به نظرمن جای خوبی رو برای این کار انتخاب نکرده بود. من هم وقتی عکس اون کافی شاپ و اتفاقاتی که توش افتاده بود رو تو روزنامه دیدم و خوندم یاد خاطرات قدیمم انداخت که اونجا کار کرده بودم برای همین مقاله و عکسش رو اوردم اینجا. این موضوع تموم.و موضوع دیگه اینه که
یادم افتاد که هنوز بقیه جاذبه رمانتیکی رو ننوشتم، اینجوری اصلا جالب نیست چون یک بحث نصفه کارست. این مراسم کارتن باز کنی و بسته کنی که تموم شه مینویسمش چون تا متنش کامل نشه خیلی بی معنیه ،این یک بحث سه قسمتیه که من فقط قسمت اولشو نوشتم. به زودی بقیه اشو می نویسم.حالا هم برم بخوابم که گیج خوابم. تو هم دیگه اینترنت بازی بسه! کامپیوترت رو خاموش کن و برو بخواب مگه تو کاردیگه ای به جز اینترنت بازی نداری!!!!!!!ا
یادم افتاد که هنوز بقیه جاذبه رمانتیکی رو ننوشتم، اینجوری اصلا جالب نیست چون یک بحث نصفه کارست. این مراسم کارتن باز کنی و بسته کنی که تموم شه مینویسمش چون تا متنش کامل نشه خیلی بی معنیه ،این یک بحث سه قسمتیه که من فقط قسمت اولشو نوشتم. به زودی بقیه اشو می نویسم.حالا هم برم بخوابم که گیج خوابم. تو هم دیگه اینترنت بازی بسه! کامپیوترت رو خاموش کن و برو بخواب مگه تو کاردیگه ای به جز اینترنت بازی نداری!!!!!!!ا


1 Comments:
ما هم بریم بخوابیم. شب بخیر
By
Hesam, at 8:31 AM
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home